النا عزیز مامان باباالنا عزیز مامان بابا، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه سن داره
رادین  مامان بابارادین مامان بابا، تا این لحظه: 10 سال و 2 ماه و 14 روز سن داره

خاطرات

دخمل دخمله دخمل

1393/3/4 10:06
نویسنده : مامان نینی
231 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به روی دخمل نازمممم

مامانی خیلی وقته بهت سر نزدم مامانی

یادت اون روز گفتم دل درد دارم چند ساعت بعدش مامانیو حسابی ترسوندی جیگر و مجبور شدم برم سونو زودتر تاریخ مقرر تا ببینم حالت چطوره.که خدارا شکر حالت خوب بود و خانم دکتره گفت یه دخمل ناز تو راه دارم.

ولی

مامانی تو سونو معلوم شد که مامان باید استراحت کنه و به قول رفقا ما هم 10 روز کوچ کردیم رفتیم خونه مامان بزرگ .الان هم چند روز اومدم خونه ولی هنوز در استراحتم.

راستی دخمل خاله من برات یه پیراهن ناز خریده دستش درد نکنه .راستی باید قول بدی بهش بگی خاله.

چند روز دیگه قرار برم سونوگرافی تا روی ماهتو ببینم و وضعیت جات چک بشه.

مامانی راستی یه چیز دیگه عصرا حسابی تکون میخوری طوری که اگه کسی دست بزاره رو شکمم حس میکنه  و خاله کوچیکه اولین کسی بود که حس کرد اما بابایی هنوز نتونسته اخه میترسه اذیت بشی.

مامانی فعلا میررم سعی میکنم زود زود بیام ازت بنویسم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

انسیه مامان امیرعلی
8 خرداد 93 14:42
عزیزم دوست داشتین عکس سیسمونیتونو توی این وبلاگ بدین بزارم http://ninisismuni.niniweblog.com/ یاتووبلاگ خودتون بزارین تا من ذخیره کنم مهم نیست از کل اتاق باشه میتونه ازلوازم تک تک باشه
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به خاطرات می باشد